همه چیز درباره نانسی
حبك ليه غالي عليه
عشق تو برایم ارزش بسیاری دارد
احسه فقلبي و اشوفه بعيني
عشقت را با تمام وجودم احساس می کنم و آن را با چشمانم می بینم
حبك ليه مطمني
عشق تو باعث آرامش من است
معيشني احلى سنيني
و با عشقت قشنگترین سالهای زندگیم را می گذرانم
عمري ماخفت فحضنك عمري
هیچ وقت در آغوش تو از چیزی نترسیدم , ای هستی من
عمري ماهعشق بعدك عمري
امکان ندارد که بعد ازتو به کس دیگری عشق بورزم
و كل الباقي فعمري یا عمري
و تمام بقیه عمرم را ای وجود من
هعيشه معاك , معاك يا حبيبي
تا ابد با تو زندگی خواهم کرد , با تو عزیزم
احساسي معاك صدقته خلاص
ديگراحساس عشقم را با تو باور کردم
فعنيه ملا لكل الناس
و چشمانم , عشقم را به تمام مردم نشان داد
يا حبيبي ارتاح انا ليك و معاك
عزیزم آسوده باش من مال تو هستم و تا همیشه با توام
مش ناويه جراح ولانار فهواك
و اصلا قصد آزار و جدایی از تو را ندارم
مكتوبلي ادوب و اعشق لياليك
قسمت من این است که شبها از عشق تو ذوب شوم
ولاعمري هتوب عن حب عنيك
و هرگز از عشق ورزیدن به چشمانت توبه نخواهم کرد
قلبي الحيران ياما استناك
قلب سرگردان من منتظر توست
اه يا بحر حنان محتاجه لقاك
ای دریای مهربانی به تو احتیاج دارم
احلي جو
أيامى فى حبك انا
روزهاي زندگی من همراه با عشق تو
أحلى دنيا وأحلى جو
زیباترین جهان و قشنگترین زندگی می باشد
عمرى ما دقت الهنا
هیچ گاه در طول عمرم طعم سعادت را نمی چشیدم
لو ما كنت بعمري لو
اگر تو درروزهای عمرم نبودی
والله جوك أحلى جو
به خدا قسم که زندگی در کنارتو بهترین زندگی است
لو تغيب
اگر از من دور بشوی
لو تغيب انت بفؤادي
حتی اگر از من دور بشوی تو در اعماق وجودم هستی
لو تغيب
اگر از من دور بشوی
تشرق بعمرى ودادى
تو باعث طلوع عشق در زندگیم می باشی
يا منيتى يا مرادى
ای آرزو و خواسته من
بعدك انا جوى يكون
بعد از تو زندگی من تبدیل خواهد شد
ليل وويل وآه
به ناله های شبانه و آه کشیدن
من متى
از کی
من متى
از چه زمانی
كان الغرام
عشق پدیدار شد
من متى
از چه وقت
لا سلام ولا كلام
بدون هیچ سلامی و سخنی
يا حبيبى والله حرام
عزیزم به خدا قسم گناه دارد
تهديلى القلب الحنون
که به قلبی مهربان من
ليل وويل وآه
ناله های شبانه و آه ببخشی
قول حانساكي
قول حانساكی
به من بگو که من را فراموش خواهي كرد
نفسي بس اسمعها وانت بتقولها لي
تنها آرزویم این است که آن را از زبان تو بشنوم
قول حانساكی
به من بگو که من را فراموش خواهي كرد
مش انت حاسس الكلمة سهلة
اگراحساس می کنی که گفتن این کلمه خیلی آسان است
طب قولها لي
پس آن را به من بگو
هي كلمة لو قدرت تقولها قولها
اگر می توانی که این کلمه را بگویی پس آن را بگو
هي كلمة لو مكانك مش حقولها
ولیکن این کلمه ایست که اگر من به جای تو بودم هیچ وقت آن را نمی گفتم
وحياة كل اللي بيننا
به تمام چیزهایی که بین ما وجود دارد قسم می خورم
وحياة قلبي اللي شايفك
به قلبم که تو را دیده است سوگند می خورم
هانساك قبل الكلمة ما تفارق شفايفك
که قبل ازاینکه کلمه فراموشت می کنم ازلابه لای لبهایت خارج شود , من تو را ازیاد می برم
قول حانساكی
به من بگو که من را فراموش خواهي كرد
فكر كتير علشان لو أنت قولتها
قبل از آنکه این کلمه را به من بگویی خوب فکرکن , زیرا اگر که توآن را به من بگویی
مش راجعة ليك
من دیگر به سوی تو باز نمی گردم
احسبها صح علشان أكيد
ولیکن مطمئن باش که گفتن این کلمه درست است زيرا گفتن آن
حيكون تمنها كتير عليك
باعث خواهد شد که تو بهای سنگینی بپردازی
أنا لو حسيتها في عينك
اگر من لحظه ای آن را در بین چشمانت احساس کنم
حتفرق بيني وبينك
باعث جدایی من و تو خواهد شد
اوقات كتير كان ليا حق أقولك انسى
خیلی وقت ها من این حق را داشتم که به تو بگویم که فراموش کن
ما قولتهاش
ولیکن من آن را نگفتم
وانت ماسبتش غلطة وحدة في الهوى
و تو هیچ گناهی را درعشق باقی نگذاشتی
ما غلطتهاش
که آن را انجام نداده باشی
خبيتها وقلبي شايلها
ولیکن من کلمه فراموش کن را در قلبم پنهان کردم و درد آن را به دوش کشیدم
مع أنك تستاهلها
با اینکه تو لیاقت این را داشتی که به تو این کلمه را بگویم
معجبه مغرمه
من يک هواخواه هستم من يک عاشق هستم
انا بقى مش عايزه الا هوا
من هيچ کس ديگري به غير از او را نمي خواهم
مشيته همسته نظرته
راه رفتنش نجوا کردنش و نگاه هايش
بتحرك قلبي جوا
تمام آنها باعث لرزشي در قلب من مي شود
حد يقوله اني بحبه الحب ده كله
کسي به او بگويد که من او را بسيار دوست دارم
حد يحنن قلبه عليه
شخصي دلش به حال من بسوزد
انا مكسوفه اروحله واقوله
من خجالت مي کشم از اينکه به کنار او بروم و حرف خويش را بزنم
ايوه خطفني بسحر جماله
بله با زيبايي جادوييش دلم را ربود
شوقي باين له
دلتنگي و اشتياقم براي او آشکار شد
خايفه مكونش انا اللي في باله بعد ده كله
مي ترسم که بعد ازاين همه عشق , من آن شخصي نباشم که درخيال اوست
روحوا وقولوله بحبه ومالو
برويد و به او بگوييد که من او را دوست دارم , او را چه مي شود
معجبه فيه ودايبه وميلالو
من خواهان او هستم و در عشق او ذوب شده ام و دلم به همراه اوست
وحده خلاص عاشقه
دختري که با تمام وجود عاشق شده است
وعايشه له عمرها كله
و تمام عمرش را فقط به خاطر او سپري مي کند
يا طبطب
يا طبطب و ادلع
او را آزار مي دهم و برايش ناز مي کنم
يا يقولي انا تغيرت عليه
به من مي گويد که رفتارم با اوعوض شده است
وانا ازعل اولع
با او قهر مي کنم و خود را براي او لوس مي کنم
ما هو كل همه ازاي ارضيه
و او همیشه منتظر این است که من منتش را بکشم
قلوله ده انا برده ساعات في حالات
به او بگویید که من نیز مانند او هر لحظه رفتاری دارم
مره ازعل مره اديله عيني
گاهی وقتها قهر می کنم و بعضی وقتها چشمانم را به او می بخشم
مين فينا على حاله كل الاوقات
کدام یک از ما همیشه در یک حالت به سر می بریم
ده تاعبني اوي طلع عيني
این رفتار واقعا من را خسته کرده است
لو ازعل منه و قصر
اگر با او قهر کنم و اهمیتی به او ندهم
يقول باقصر في حقه و ياخذ جنب
می گوید که من دیگر او را دوست ندارم و از من دوری می کند
و لو افهمه يقول باظلمه
و اگر به او بفهمانم که دوستش دارم می گوید که من ظالم هستم
يفضل يحسسني بميت ذنب
و باعث می شود که عذاب وجدان پیدا کنم
قال انا بتغير ولا ده عقله صغير
به من می گوید این منم که عوض شده ام یا اینکه من واقعا کم عقل هستم
حير قلبي معاه
واقعا از دست او دچار پریشانی شدم
و حكم القوي بموت فيه اوي
ولیکن مجبورم تحمل کنم زیرا او درعشق از من قویتر است
و ده اللي صبرني على هواه
و این تنها چیزی است که باعث شده درد عشق او را تحمل کنم
انت ايه
انت ايه؟
تو چی هستی؟
مش كفايه عليك تجرحني
این همه که من را آزار می دهی برایت کافی نیست
حرام عليك, انت ايه؟
این سنگدلی است, تو چی هستی؟
انت ايه؟ دموعي حبيبي تهون عليك
تو چی هستی؟ چطوراشکهای من برایت اینقدر بی ارزش هستند عزیزم
طب وليه انا راضيه انك تجرحني
ولیکن چرا من راضی به اذیت توهستم و
وروحي فيك
تمام وجودم متعلق به توست
طب وليه يعني ايه راضيه بعذابي بين ايديك
یعنی چرا من به مورد ظلم قرار گرفتن در دستان تو رضایت می دهم
لو كان ده حب ياويلي منه
ای وای اگر مفهوم عشق این باشد
لوكان ده ذنبي ماتوب عنه
اگر گناه من دوست داشتن توست هرگزتوبه نخواهم کرد
لو كان نصيبي اعيش ف جراح
اگر قسمت من این باشد که با عذاب تو زندگی کنم
حاعيش في جراح
زندگی خواهم کرد
مش حرام؟
فکر نمی کنی سنگدلی است؟
مش حرام انك تخدعني فحبي ليك مش حرام
سنگدلی است که من را درعشقت فریب می دهی
مش حرام الغرام وسنين حياتي وعشقي ليك
سنگدلی است تمام دوست داشتن و سالهای زندگی وعشقم
ضاع قوام
به سرعت از بین بروند
ولا كان لعبه ف حياتك بتداويك
و بازیچه ای برای راحتی تو باشند
ضاع قوام الحنان وحضن قلبي واملي فيك
تمام محبت و جایی که در قلبم داشتی , تمام آرزوهایم به سرعت نابود شدند
آه ونص
مافيش حاجه تيجي كده
احتیاجی نیست که اینگونه بیایی
اهدا حبيبي كده وارجع زي زمان
آرام شو عزیزم وهمان طورکه بودی باش
ياابني اسمعني هتدلعني
پسرم به حرف من گوش بده , تو ناز من را خواهي كشيد
وتاخد عيني كمان
و خودت را نیز فدای من خواهي كرد
حبيبي قرب بص وبص بص
عزیزم به من نزدیک شو و من را ببین
زعلان ازعل , ازعل نص نص
می خواهی قهر کنی قهر کن اصلا برای من مهم نیست
لاحسن هبعد, هبعد آه ونص
اصلا بهتر است که من از اینجا دور بشوم
و هتبقى انت اكيد خسران
و این تویی که ضرر خواهی کرد
ليه كل ده
برای چه این کارها را می کنی
اخدت على كده
چرا رفتارت اینگونه شده است
انت مابتزهقش ملام
چرا به کارهایت ادامه می دهی و دست از این کارها بر نمی داری
تعبت يانا يانا ليالي حيرانه
من واقعا دیگر از بیداری شبها و از این همه سرگشتگی خسته شده ام
اهدا بقى و كفايه حرام
به خاطر خدا کمی آرام بگیر دیگر بس است
دي حاجه متعبة
دیگر خیلی خسته کننده شده است
اكمني طيبة
که من با تو رفتار خوبی داشته باشم
مستحملاك و بقالي كتير
خیلی وقت است که دارم رفتار تو را تحمل می کنم
حبيبي شوف انا
عزیزم من را ببین
صبرت كم سنه
که سالها به خاطر تو صبرکردم
خدت وقت معايا كبير
و تمام وقتم بیهوده به پای تو تلف شد
جایین یقولولوني
جايين يقولولي داب حبيبي
آمده اند به من می گویند عشقم ازدوری من آب شده است
جايين يقولولي شاف عذاب
آمده اند به من می گویند درعذاب است
فاكريني مرتاحة في بعدو
فکر می کنند من به خاطر دوری از او راحتم
وأنا قلبي في بعدو داب
و من قلبم به خاطر جدایی از او آب شد
من يوم غيابو والله حالي عيني محرومة النوم
به خدا از روز رفتنش چشمانم از خواب محروم شده اند
واللي بيجرالي وجرالي ما جرالوا في يوم
و آنچه بر من می گذرد و گذشت بر او یک روز نیز نگذشت
لامواعليا قالوا كفاية
مرا ملامت کردند و گفتند بس است
حيرة وشوق وعذاب وفراق ومرار
سرگردانی و اشتیاق و سختی و دوری و تلخی
قلت يا ناس خلوني كفاية
گفتم مردم مرا رها کنید دیگر کافیست
أنا من بعدو في نار من بعدو فی نار
من بعد از او در آتشم بعد از او در آتشم
أشكي لمين والكل زعلان أشكي لمين أنا
به که بگویم در حالی که همه قهرند من با که درد و دل کنم
أشكي لمين ربي اللي عالم إيه بيا أنا
به که بگویم خدا خودش می داند که من چه حالی دارم
لو ليلة شافوا دمع عيني
اگر شبی اشک چشمم را می دیدند
لو ليلة حسوا زيي نار
اگر شبی آتش عشق را مثل من احساس می کردند
كانوا عرفوا إيه اللي في بقلبي من حيرة وشوق ومرار
می فهمیدند چه در قلبم از سرگردانی و اشتیاق و تلخی می گذرد
ولا كانوا في يوم عليا لاموا
و هیچ وقت ملامتم نمی کردند
ولا قالوا أي كلام
وهیچ حرفی نمی زدند
ولا كنت حسيبك يا حبيبي
و هیچ وقت تو را ترک نمی کردم
وأختار النار
و به خاطر دوریت نمی سوختم
قلبي أختار في الحب اناني
قلب من یک عشق خود خواه را انتخاب کرد
عمرو ما حب وعمرو في يوم ما أحتار
هیچ وقت عاشق کسی نشد و هیچ وقت احساس پریشانی نکرد
سابني لوحدي في قربو أعاني
من را تنها گذاشت و با اینکه پیش او بودم از درد عشق رنج می بردم
أنا بين جنة ونار بين جنة ونار
من بین بهشت و آتشم بین بهشت و آتش
أشكي لمين والكل زعلان
به که بگویم در حالی که همه قهرند
أشكي لمين أنا
من با که درد و دل کنم
أشكي لمين
به که بگویم
ربی اللي عالم إيه بيا أنا
خدا خودش می داند که من در چه حالی هستم
ليون غرامي
ما في عيش الا معك
اگر زندگی به همراه تو نباشد به معنی نیستی است
ما في كون الا الك
اگر دنیا برای تو نباشد هیج معنایی ندارد
لون عيونك غرامي
رنگ چشمان تو عشق من می باشد
دخلك صدق كلامي
قسم می خورم حرفم را باور کن
قلبي وروحي معك
قلب و روح من همراه توست
لو عنك بعدوني
اگر تو را از من دور کنند
بتبقى وحدك بعيوني
تنها تو در چشمان من باقی خواهی ماند
تحكيلي واسمعك
برای من حرف خواهی زد و من به تو گوش خواهم داد
لو مهما صار
هر اتفاقی بیفتد
ما ببقى لحالي
در عشق من تاثیری نخواهد گذاشت
ارميني بالنار
من را در آتش بسوزان
اهون لي كرمالي
این برای من بهترین راه است به خاطر من این کاررا بکن
اتعودت عليك
به تو عادت کردم
واعطيتك حناني
و مهر و محبتم را به تو بخشیدم
روحي بايديك
روح من در دستان توست
وحياتي وكياني
و تمام وجود و زندگیم
قول تاني كده
نانسي I Love You
نانسی دوستت دارم
نانسي I Love You
نانسی دوستت دارم
ايه قول تاني كده
چی یک بار دیگر بگو
مين تقصد ننا
منظورت ازاین حرف من هستم
حبنا عشقنا هو انت بتتكلم عننا؟
آیا تو داری در مورد عشق و علاقمان صحبت می کنی؟
يا ناسي هواك و اخذ معاك
من عشقت را فراموش کردم و همراه با تو
ليالي و سنين عمرنا
شبها و سالهای زندگیمان سپری شد
ده انا اللي اشتريت و دوبت و هويت
این من بودم که به خاطرت تمام دنیا را رها کردم و درعشقت سوختم و عاشقت بودم
و ضاع من ايديك حبنا
ولیکن تو قدر این عشق را ندانستی
ايه .. اييه
چی چی
قول تاني كده
یه بار دیگه بگو
مين ..مين
کی کی
تقصد اننا
منظورت منم
انت مين ف الهوى و في الشوق
تو اصلا معنای عشق و اشتیاق را نمی فهمی
هو انت حبك ده ايه ماتفوق
تو فکر می کنی که من سرشار ازعشق تو هستم
و لا انت فكرك بكلمه منك
و با یک حرف تو
خلاص حسمحك و حنسى قوام
تو را خواهم بخشید و همه چیز را فراموش خواهم کرد
في الغرام لسه بدري عليك
هنوزعشق برای تو زود است
ولاعمري تاني حفكر فيك
دیگر اصلا به تو فکر نخواهم کرد
ده انا كنت جنبك و سابني قلبك
من در کنارت بودم اما قلبت من را رها کرده بود
اتاري حبك كلام في كلام
معلوم شد که عشقت فقط حرف بود
حبك ليه
حبك ليه غالي عليه
عشق تو برایم ارزش بسیاری دارد
احسه فقلبي و اشوفه بعيني
عشقت را با تمام وجودم احساس می کنم و آن را با چشمانم می بینم
حبك ليه مطمني
عشق تو باعث آرامش من است
معيشني احلى سنيني
و با عشقت قشنگترین سالهای زندگیم را می گذرانم
عمري ماخفت فحضنك عمري
هیچ وقت در آغوش تو از چیزی نترسیدم , ای هستی من
عمري ماهعشق بعدك عمري
امکان ندارد که بعد ازتو به کس دیگری عشق بورزم
و كل الباقي فعمري یا عمري
و تمام بقیه عمرم را ای وجود من
هعيشه معاك , معاك يا حبيبي
تا ابد با تو زندگی خواهم کرد , با تو عزیزم
احساسي معاك صدقته خلاص
ديگراحساس عشقم را با تو باور کردم
فعنيه ملا لكل الناس
و چشمانم , عشقم را به تمام مردم نشان داد
يا حبيبي ارتاح انا ليك و معاك
عزیزم آسوده باش من مال تو هستم و تا همیشه با توام
مش ناويه جراح ولانار فهواك
و اصلا قصد آزار و جدایی از تو را ندارم
ياي
ياي سحرعيونو نظراتو
وااااای ازجادوی چشمانش
اول ماتلاقينا عين بعين
هنگامیکه برای اولین بار چشم در چشم من دوخت
ياي شو مهضومه كلماتو
واااای چه قدر سخنانش دلنشین است
دبت بكلمة كيف لو كانو اتنين
با یک کلمه از سخنانش سوختم اگردو کلمه بود چه می شد
كلمة وصار قلبي بكلمة نارعلى نار بسمه عبسمه
با یک کلمه تنها با یک کلمه قلبم درآتش عشق قرار گرفت
قلبي احتار نساني اسمي مدري كيف ووين
قلبم باعث شد حتی اسمم را هم فراموش کنم نمی دانم چطورو کجا اینگونه شدم
مدري كيف غيرلي امري وحسيت بأمان
نمیدانم چگونه من را تغییر داد و با او احساس آرامش کردم
عمري الي كان آسي بعمري صار بلحظه كان
زندگیم که نسبت به من سنگدل بود دریک لحظه عوض شد
حب جنون انا قلبي حبو ودوبني الغرام
دیوانه وارعاشق او شدم و من را در آتش عشقش سوزاند
وهو داب سلملي قلبه وضحكت لي الايام
و او درآتش عشقم سوخت و به ندای قلبم گوش داد وبه دنیا لبخند زدیم
يا سلام
يا سلام يا سلام
واي واي
اد ايه حلو الغرام
چه قدرعشق زيباست
بالعين ولا الايدين
با چشمهايمان يا با دستهايمان بود
بدينا بالسلام
که به همديگرسلام کرديم
مش فاكره يومها مين
اصلا يادم نمي آيد که چه کسي
اللي ابتدى بالكلام
شروع به حرف زدن کرد
لكن فاكره عينيه
وليکن خوب يادم است که چشمانم
لما جريت عليك
وقتیکه به سوي تو آمدند
ولقيت قلبي في ثواني
قلبم را ديدم که درعرض چند ثانيه
مليان منك غرام
سرشارازعشق تو شد
انا شفتك قلبي سلم
من قلبم را ديدم که به سويت آمد و به تو سلام کرد
مقدرتش غير اسلم
ناچار شدم خودم هم نيزبه تو سلام کنم
ضميت قلبك في حضني
قلبت را درآغوشم پنهان کردم
و عينيك قالتلي خذني
و چشمانت را ديدم که به من مي گويند می خواهند با من باشند
مش عارفه ايه حصلي
اصلا نمي دانم بر من چه گذشت
خلاني اسهر ما انام
که ديگر شبها خواب ندارم
انت مصري
لو سالتك انت مصري
اگر از تو بپرسم که آيا مصري هستي
تقولي ايه؟؟
چه جوابي مي دهي؟
تقولي مصري ابن مصري
به من مي گويي من مصري هستم و پدرم هم اهل مصر مي باشد
و ابن مصر الله عليه
و من زاده مصر هستم و خدا شاهد اين کلام من است
قولها باعلي صوت
با بلندترين صدا اين را به زبان بياور
و ارفع راسك لفوق
و با افتخار سرت را بالا بگير
انا مصري و ابويا مصري
و بگو من مصري هستم و پدرم مصري است
بسماري و لوني مصري
رنگ پوست سبزه من نيز مصري مي باشد
و بخفة دمي مصري
و بانمک بودنم نيز به خاطراين است که از مصر هستم
و كل مصري الله عليه
و تمام وجودم مصري است و خدا شاهد اين حرف من است
ملوك الجدعنه
حکمرانان ما قبايل و عشاير مصرهستند
و دي حاجه في طبعهم
و اين پادشاهي در خون آنهاست
و عشقاهم انا
و من آنها را بسيار دوست دارم
و اتمنى حبهم
و آرزو دارم آنها نيز به من علاقه داشته باشند
شربت من نيلها ....مصر
از آب رود نيل نوشيدم اي مصر
و قلبي حنلها .... مصر
و قلبم سرشار از مهرباني به مصر شد اي مصر
و قلت اغنلها غنوة محبه و فرح
و با خود گفتم بايد براي مصر ترانه اي سرشار از شادي و دوستي بخوانم
يارب تحميها .... مصر
خدايا مصر را تحت حمايت خود قرار بده
يارب خليها ... مصر
خدايا مصر را تا ابد محفوظ نگاه دار
انصرها ... عليها
و آن را هميشه بر دشمنانش پيروز بگردان
و احميها من كل شر
و از تمام بلاها و اتفاقات ناگوارحفظ کن